صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم .
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است .
و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد.
وخاصیت عشق این است. کسی نیست
بیا تا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.......
بیا آب شو مثل یک واژه درسطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
نمیدونم روزگار فرصت دیگری میدهد ؟؟!
وعشق را ای کاش زبان سخن می بود
آنکه میگوید دوستت میدارم خنیاگر غمگینی ست که آوازش را از دست داده است
هزار قناری شاد در صدای اوست
وهزار آفتاب خندان درنگاه توست
وهزار ستاره ی گریان در نگاه من !
وای کاش عشق را زبان سخن می بود .
یه عاشقی میگفت:
هروقت کنارش هستم یا میبینمش به یاد دو خط موازی می افتم![]()
آخه این دوتا خط تا آخر دنیا هم که بروندباز هم از هم دورند ![]()
![]()
دلم براش سوخت!!
یعنی اون دوتا هم .....!!!
میبخشید چون همه گفتن عکسم باز نمیشه مجبور شدم از وبلاگ یار خوش این عکس را بیاورم
آخه عکس من دو خط موازی بود!![]()