تبليغاتX
نقش خیال
عشق و عاطفه ای تاراج رفته ام
 سلام

یادم می آید چند سال پیش یک روزدوستی به من گفت :

آدمها برای هم مثل کتاب هستند

همین که ورق های کتاب تمام شد هم دیگر را می اندازند دور و

می روند سراغ یک کتاب دیگر !

پس مواظب باش که خودت را زود ورق نزنی !!

ولی من آن روز آنقدر به قدرت عشق و محبت

 در دل ها ایمان داشتم که حرفش را قبول نکردم

واز آن دوست رنجیدم!!

اما امروز خوب میفهمم که رسم دنیا و آدم هایش همین طور است

ورق هایت که تمام شد.......!!!  

      Image By Pic.Blogfa.Com

دوستان عزیزم

با وجودی که این جا را خیلی دوست دارم  و یه جورایی بهش دل بسته شدم

اما به دلیل کارها و مشغله هایی که برای خودم درست کردم

تا مدتی نمیتونم بیام.از همه شما و محبت ها و خوبی هاتون بسیار متشکرم. 

توی این محیط هرچند آدمها همدیگر را نمی بینند .هرچند از جنسیت هم مطلع نمیشند

از دین هم و زبان مادری هم  وحتی شهر هم آگاه نیستند

اما یه جور دل بستگی ومحبت ایجاد میشه 

وآدم دلش میخواد هر روز بیاد سر بزنه و به خونه های کوچکشون بره 

و از حالشون با خبر بشه واین خودش یعنی عشق و محبت .

برای همه ی شما همراهان خوب ودوست داشتنی

 آرزوی موفقیت وسلا متی میکنم .

  

و اینجا یادگار عزیزی هست

که همیشه عطر حضورش موجب دلگرمی و خوشحالی من می شد

هر کجا هست در پناه حق. شاد و سلامت باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 10:47  توسط نقش خیال  | 
 

شیشه ی پنجره را باران شست

اما ازدل من نقش تو را چه کسی خواهد شست؟!!

 

                      "شیشه ی پنجره را باران شست..."

باعرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:10  توسط نقش خیال  | 
 سعی کن از دیوار سکوت کسی بالا نروی .

بی گمان دری هم آن کنار تر هست!!!!

اگر بیشتر  مهربان باشی تا کنجکاو آن نیز به وقتش برایت گشوده خواهد شد!. 

                 

نمی دانم چرا این روزها هرچه دیوار خانه ها مان را بلند تر و پنجره ها را کوچکتر  

 می سازیم و شیشه ها را دوجداره می کنیم و با میله های آهنی می پوشانیم !!

بازهم آدمهای پر مدعایی پیدا میشوند که کارشان سرک  کشیدن توی زندگی دیگران

 است و هر چه با احترام وگذشت ازرفتارشان چشم پوشی می کنیم. باز هم ازدر

دیگر و روزن دیگر وارد می شوند.

جالب این جاست که خیلی هم ادعای ایمان به خدا

 ودین ومذهب دارند و همه جا از مکه و الگو گرفتن از فاطمه ی زهرا و علی ع حرف

میزنند  !! اما در عمل خدا بهتر میشناسد و بهتر میداند!!؟؟

ومن این روزها خدارا شاکرم

که لحظاتی را در زندگی من قرار داده تا بتوانم انسانهای دورو برم را بهتر و بیشتر

بشناسم . آدمهای پر مدعایی که یک روز فکر میکردم پشت سرشان می توان نماز خواند !!!

چه طور چهره ی واقعی خودشان را آشکار کردند ؟؟!!

پس خوش به حال خودم وهمه ی بی مدعیان راه عشق و خدا پرستی !!

 

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب             یارب مباد آنکه گدا معتبر شود  

به قول یار خوش که یادش به خیر

مخاطب خاص داشت؟؟!!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:3  توسط نقش خیال  | 
  

            خیال می کردم  بهترینی

                اما خیال تو

                  از تو بهتر بود

                    خیال میکردم عاشق ترینی

                       اما خیال تو

                          از تو عاشق تر بود

                            تورا نمی بخشم

                             که با آمدنت خیالت را از من گرفتی!

  توهمیشه توی خیال من بودی !

اما چه فایده که فقط این خیال من بود وخیال تو بی خیال من بود!!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 23:0  توسط نقش خیال  |